آنقدر در خيال دو چشمت شناورم

كز بارش نگاه اهورايي‌ات ترم

بگذار تا در آيينه بندان آفتاب

از زير پلك‌هاي تو بي چتر بگذرم

با تو بهار در گل و آيينه مي‌ورزد

بي تو ولي به وسعت پاييز پرپرم

يك شب اگر دوباره به من فرصتي دهند

تا آسمان هشتم چشم تو مي‌پرم

قد مي‌كشم به بوي بهاري كه مي‌رسد

گل مي‌كنم به شانة گلدستة حرم

از هر طرف نرفته به چشم تو مي‌رسم

ديري است به ضريح نگاهت كبوترم

عصمت اسلامي/ مشهد