هشتمين دردانة زهرا (س)
زايري بارانيام، آقا! به دادم ميرسي؟
بي پناهم، خستهام، تنها... به دادم ميرسي؟
گر چه آهو نيستم، اما پراز دلتنگيام
ضامن چشمان آهوها! به دادم ميرسي؟
از كبوترها كه ميپرسم، نشانم ميدهند:
گنبد و گلدستههايت را، به دادم ميرسي؟
ماه نوراني شبهاي سياه عمر من!
رو سياهم، عمر من! آيا به دادم ميرسي؟
ماهي افتاده بر خاكم، لبالب تشنگي
پهنة آبيترين دريا! به دادم ميرسي؟
من دخيل التماسم را به چشمت بستهام
هشتمين دردانة زهرا (س)، به دادم ميرسي؟
باز هم مشهد- مسافرها- هياهوي حرم
يك نفر فرياد زد: آقا!....به دادم ميرسي؟
رضا نيكوكار/ سراوان گيلان
+ نوشته شده در ساعت ۳:۵ ق.ظ توسط سهيل کیوانی و حسين کفایتی
|