امشب، دل من، دوباره مهمان تو شد

مشتاق كرامت خراسان تو شد

آقا، دل من كه بي قرارست و غريب

لبريز نگاه سبز عرفان تو شد

امشب دل من اي دل مجنون شده‌ام

آهوي رميدة بيابان تو شد

جا مانده به پشت پنجره چشم ترم

فولاد پر از حضور چشمان تو شد

دل، گمشدة خيالي بي سر و پا

مست از رخ رفتار غزالان تو شد

اي ضامن آهو! تو بيا ضامن باش

آن را، كه شبي دست به دامان تو شد

زهراكافان/ تهران