به يك نگاه تو تطهير مي‌شود دل من

به يك كرشمه نمك گير مي‌شود دل من

مرا بس است طواف ضريح تو هر گاه

شكسته بستة تقصير مي‌شود دل من

قسم به صبح جمال تو اي تجلّي وحي

دخيل نالة شبگير مي‌شود دل من

سرشك حاجت هر كس به خاك مي‌افتد

كنار پنجره تصوير مي‌شود دل من

شميم ضامن آهواگر به من برسد

خداي را، جگر شير مي‌شود دل من

به چشم آينه‌هاي حرم كه مي‌نگرم

هزار مرتبه تكثير مي‌شود دل من

به شوق آن كه بيفتد به پاي زوارت

به جاي اشك، سرازير مي‌شود دل من

چگونه قصد زيارت كنم براي وداع

مگر ز ديدن تو سير مي‌شود دل من

خدا مرا به فراق تو مبتلا نكند

من و جدايي از اين آستان خدا نكند

محمد جواد غفورزاده «شفق»/ مشهد